تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - خدا را دیدن! ,من رازم و تو نیز یک رازی
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

باسلام

 

 

خدا را دیدن!

روزی مرد جوانی نزد   " شری راما کریشنا "  رفت و گفت: میخواهم خدا را همین الآن ببینم!!!

کریشنا گفت : قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی.

او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.

هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.

عکسالعمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند.

وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمیتواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.

در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس میکشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر میکردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر میکردم هوا بود.

کریشنا گفت: درست است.

حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید.


من رازم و تو نیز یک رازی


پرده، اندكی كنار رفت و هزار راز روی زمین ریخت.

رازی به اسم درخت، رازی به اسم پرنده، رازی به اسم انسان.

رازی به اسم هر چه كه می دانی. و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.

و آدمی این سوی پرده ماند با بهتی عظیم به نام زندگی، كه هر سنگ ریزه اش به رازی آغشته بود و از هر لحظه ای رازی می چكید.

در این سوی رازناك پرده، آدمیان سه دسته شدند.

گروهی گفتند: هرگز رازی نبوده، هرگز رازی نیست و رازها را نادیده انگاشتند و پشت به راز و زندگی زیستند. خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.

و گروهی دیگر گفتند: رازی هست، اما عقل و توان نیز هست. ما رازها را می گشاییم. و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگی را بگشایند. خدا گفت: توفیق با شما باد، به پاس تلاشتان پاداش خواهید گرفت. اما بترسید كه در گشودن همان راز نخستین وابمانید.

و گروه سوم اما، سرمایه ای جز حیرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازی است و در دل هر راز، رازی. جهان راز است و تو رازی و ما راز. "    تو "    بگو كه چه باید كرد و چگونه باید رفت.

خدا گفت: نام شما را مومن می گذارم، خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهید. آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابلای رازها عبور داد و در هرعبور رازی گشوده شد.

و روزی فرشته ای در دفتر خود نوشت: زندگی به پایان رسید. و نام گروه نخست از دفتر آدمیان خط خورد، گروه دوم در گشودن راز اولین واماند و تنها آنان كه دست در دست خدا دادند از هستی رازناك به سلامت گذشتند.

" آنان كه به غیب ایمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏كنند

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان مى آورند و آنانند كه به آخرت یقین دارند

آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند و آنان همان رستگارانند سوره بقره آیه 5-3"

برگرفته از سایت http://www.amstory.mihanblog.com /

موفق باشید

التماس دعا-محمد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 16 تیر 1396 06:19 ب.ظ
Excellent blog! Do you have any suggestions for aspiring writers?
I'm planning to start my own website soon but I'm a little
lost on everything. Would you suggest starting with a free platform like Wordpress or go
for a paid option? There are so many choices out there that I'm totally confused
.. Any recommendations? Thanks!
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 03:01 ق.ظ
It's an amazing article designed for all the web
people; they will take advantage from it I am sure.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:26 ب.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up.
The words in your content seem to be running off the screen in Opera.
I'm not sure if this is a format issue or something to do
with web browser compatibility but I thought I'd post to let
you know. The design look great though! Hope you get the issue resolved soon. Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی