تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - یكصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص ) قسمت دوم
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

باسلام



31- تعلیم و تعلم 

در مدینه روزى پیامبر صلى الله علیه و آله اسلام صلى الله علیه و آله وارد مسجد گردید، چشمش به دو اجتماع افتاد كه در دو دسته تشكیل شده بودند و هر دسته اى حلقه اى تشكیل داده و سرگرم بودند؛ یك دسته به عبادت و ذكر خدا، و دسته اى به تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن سرگرم و مشغول بودند. حضرت از دیدن هر دو دسته مسرور و خرسند گردید و به همراهانش فرمود:

این هر دو دسته كار نیك نموده و بر خیر و سعادتند. لكن من براى دانا كردن و دانا شدن مردم فرستاده شده و مبعوث گشته ام . پس خودش به طرف همان دسته كه به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند، رفت و در حلقه آنان (32) نشست .

 

32 - تنبیه بدنى

ابومسعود انصارى گوید: من غلامى داشتم كه را كتك مى زدم . از پشت سر خود صدایى شنیدم مى فرمود: ابومسعود، خداوند تو را بر او توانایى داده است (او را بنده تو ساخته )، برگشتم ، نگاه كردم . دیدم رسول خدا صلى الله علیه و آله است .

به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كردم : من او را در راه خدا آزاد كردم !!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اگر این كار را انجام نمى دادى ، زبانه آتش ‍ تو را فرا مى گرفت .(33)

 

33 - توجه به دیگران

پیامبر اكرم وقتى به كسى رو مى كرد، نیم رخ برنمى گشت ، و با تمام بدن به طرف او روبه رو مى شد. به كسى جفا نمى كرد و عذر طرف را زود مى پذیرفت . (34)

 

34 - ثواب كار

در یكى از سفرها بعضى از اصحاب ، روزه دار بودند، از شدت گرما هر یك به گوشه اى افتاده و از حال رفتند. سایرین به نصب چادرها، سیراب نمودن چارپایان و خدمات دیگر مى كوشیدند. حضرت فرمود: همه اجر و ثواب متعلق به كسانى است این كارها را انجام مى دهند. (35)

 

35 - جواب سلام

مردى به رسول خدا صلى الله علیه و آله (السلام علیك ) گفت ، حضرت در جواب فرمودند: (و علیك السلام و رحمة الله ). دیگرى آمد و گفت : (السلام علیك و رحمة الله و بركاته ). سومى آمد و عرض كرد: (السلام علیك و رحمة الله و بركاته ). حضرت فرمودند: (علیك ). آن مرد عرض كرد: جواب مرا كم فرمودى ، مگر دستور خداى تعالى نیست ، و اگر به شما درود گفتند به بهترین وجه پاسخ دهید؟ حضرت فرمودند: تو براى من جاى پاسخ بهتر گفتن باقى نگذاشتى ، ناگزیر من همانند سلام تو جواب گفتم . (36)

 

36 - جوانان

رسول الله صلى الله علیه و آله مسئولیت هاى بزرگ فرهنگى ، اجتماعى و نظامى را به جوانان واگذار مى كرد. پیش از هجرت به مدینه ، مصعب بن عمیر كه نوجوانى بیش نبود، از سوى رسول الله صلى الله علیه و آله براى انجام رسالت فرهنگى و تبلیغى به مدینه اعزام مى شود: و قال رسول الله صلى الله علیه و آله لمصعب و كان فتا حدثا و امره رسول الله صلى الله علیه و آله بالخروج .(37) همین جوان در جنگ هاى بدر و احد فرمانده و پرچمدار سپاه حق است ، كه با حماسه آفرینى در جنگ احد به شهادت مى رسد.

 

37 - حب على علیه السلام

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در شب معراج هنگامى كه مرا به آسمان مى بردند، به هر جا مى رسیدم ، دسته هایى از فرشتگان با اظهار شادى و شادمانى به دیدارم مى آمدند، تا اینكه به جایى رسیدم كه جبرئیل به همراه جمعى از فرشتگان به استقبالم آمدند. آن روز جبرئیل سخنى شنیدنى گفت : اگر امت تو بر دوستى و مهر على علیه السلام اجتماع مى كردند، خداوند متعال آتش جهنم را نمى آفرید.(38)

 

38 - حسن معاشرت

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله لباس و كفش خود را مى دوخت ، گوسفندان خود را مى دوشید، با بردگان هم غذا مى شد، بر زمین مى نشست ، بدون اینكه خجالت بكشد، مایحتاج خانه اش را از بازار تهیه مى كرد و هنگام مصافحه دست خود را نمى كشید تا طرف دست خود را بكشد. به هر كسى مى رسید سلام مى كرد، چه توانگر و چه درویش ، چه كوچك و چه بزرگ ، و اگر به مهمانى و خوردن چیزى دعوت مى شد، آن را كوچك نمى شمرد، هر چند خرمایى پوسیده باشد.

... و مخارج زندگى آن حضرت سبك ، داراى طبع بزرگ و خوش معاشرت و خوشرو بود. بدون اینكه بخندد، همیشه تبسمى بر لب داشت ، و بدون اینكه چهره اش در هم كشیده باشد، اندوهگین به نظر مى رسید. بدون اینكه از خود ذلتى نشان دهد، همواره متواضع بود. بدون اینكه اسراف بورزد، سخى بود، دل نازك و با همه مسلمانان مهربان بود... (39)

 

39 - حضرت خدیجه علیهماالسلام

حضرت خدیجه علیهماالسلام پانزده سال از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بزرگتر بود. پس از وفاتش هر وقت نام او برده مى شد، پیامبر صلى الله علیه و آله با عظمت از وى یاد مى فرمودند و گاهى اشكشان جارى مى شد، كه عایشه ناراحت مى شد. (40) به درستى كه من خدیجه را بر زنان امتم برترى مى دهم . همانگونه كه مریم علیهماالسلام بر زنان عالم برترى داده شد. قسم به خدا كه بهتر از خدیجه پس از او براى من جایگزین نكرد.

 

40 - حفظ ارتباط

شخصى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و عرض كرد: یا رسول الله ! بستگانم با من قطع رابطه كرده و مرا مورد حمله و شماتت قرار داده اند، آیا من هم با آنها قطع رابطه كنم ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: با این وضع ، خداوند نظر رحمتش را از همه شما بر مى دارد.

آن مرد گفت : پس چه كنم ؟

حضرت فرمود: ایجاد رابطه كن با كسى كه با تو قطع رابطه كرده است ، و ببخش به كسى كه تو را محروم ساخته است ، و عفو كن كسى را كه به تو ظلم كرده است ؛ در این صورت ، از سوى خداوند پشتیبانى در برابر آنها خواهى داشت . (41)

 

41 - حق پیاده

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله هنگامى كه سواره بودند، نمى گذاشتند كسى پیاده با آن حضرت حركت كند، یا او را با خود سوار مى كردند و چنانچه طرف قبول نمى كرد، مى فرمودند: جلوتر و در فلان جا منتظر باش .(42)

 

42 - حق فرزند

حق فرزند من چیست ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اسم نیكو برایش انتخاب كنى ، و به خوبى او را ادب كنى ، و به كار مناسب و پسندیده اى بگمارى . (43)

 

43 - حلال و حرام

عربى شرفیاب محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله گردید و عرض كرد: یا رسول الله ، از خداوند بخواه دعاى مرا مستجاب گرداند.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: اگر مى خواهى دعاى تو مستجاب شود، كسبت را از حلال بگیر و مالت را پاك كن و از حرام به شكمت داخل نكن .(44)

 

44 - حلم

انس بن مالك مى گوید: ده سالم تمام خدمتگذار پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بودم . هرگز نفرمود: چرا چنین و چنان كردى ؟ یا چرا چنین و چنان نكردى ؟ (45)

نیز از انس نقل شده كه : سالیانى به رسول اكرم صلى الله علیه و آله خدمت كردم ، هرگز مرا ناسزا نفرمود. هرگز مرا كتك نزد. هرگز مرا از خود نراند. هرگز به من پرخاش نكرد. هرگز در برابر سستى و سهل انگارى من نسبت به كارى ، با من تندى و درشتى ننمودى . هرگاه كسى از خاندانش با من خشونت به خرج مى داد، حضرت مى فرمود: بازش گزار! هر چه باشد، پیش ‍ خواهد آمد.

 

45 - حمد شكر

در مواقعى كه خبر خوشى براى آن حضرت مى آوردند و شاد بود، مى گفت : الحمد لله على كل نعمة . وقتى گرفتار مصیبت و اندوه مى شد، مى گفت : الحمد لله على كل حال . خلاصه شكر و حمد از زبان حضرتش ‍ نمى افتاد. (46)

 

46 - خشم

مردى به حضور پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله رسید و عرض كرد: یا رسول الله ! چیزى به من بیاموز تا خدا سودم بخشد و سخن را كوتاه بگیر، شاید من آن را حفظ كنم ، فرمودند: خشم مگیر، عرض كرد: یا رسول الله ! چیزى به من بیاموز تا مرا سود دهد، و هر چقدر این تقاضا را تكرار مى كرد، حضرت نبى اكرم صلى الله علیه و آله به او مى فرمودند: خشم مگیر. (47)

 

47 - خوابیدن

حضرت محمد صلى الله علیه و آله بعد از بیدار شدن از خواب به سجده مى رفتند، و این دعا را مى خواندند: الحمدلله بعثى مرقدى هذا و لوشاء لجعله الى یوم القیمة : سپاس خدایى را كه مرا از خوابگاهم برانگیخت ، اگر مى خواست تا قیامت مرقد من قرار مى داد. و نیز هنگام خوابیدن و بعد از بیدار شدن مسواك مى زدند.(48)

 

48 - خود برتربینى

نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله از شخصى تعریف شد. روزى او به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله رسید. اصحاب عرض كردند: یا رسول الله ، این همان كسى است كه از او به خوبى تعریف كردیم .

حضرت فرمود: من در چهره او نوعى سیاهى از شیطان مى بینم . او نزدیك شد و بر پیامبر صلى الله علیه و آله سلام كرد.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا در پیش خود نگفتى كسى بهتر از من در میان مردم نیست ؟

او در پاسخ گفت : بله ، همین طور است كه فرمودید.(49)

 

49 - خوردن غذا

عمربن ابى سلمة ، فرزند ام سلمة همسر نبى اكرم صلى الله علیه و آله گفت : روزى با رسول خدا صلى الله علیه و آله غذا مى خوردم و من از اطراف ظرف غذا بر مى داشتم ، رسول اكرم صلى الله علیه و آله به من فرمودند: از آنچه در پیش دست توست ، بخور.(50)

 

50 - دارالنصرة

عبدالله جزعان كه پیرمرد فقیرى بود، خانه اى مى ساخت ، حضرت محمد صلى الله علیه و آله در آن هنگام هفت ساله بود. بچه ها را گرد آورد و به عبدالله كمك كرد تا خانه او ساخته شود. حتى خانه او را در دارالنصرة نام نهاد و افرادى را براى كمك به مظلومان تعیین كرد.(51)

 

51 - در كنار مادر

مردى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و گفت :

من مردى بانشاط و جوان هستم و جهاد در راه خدا را دوست دارم ، اما مادرى دارم كه این كار را خوش ندارد

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

برگرد و در كنار مادرت باش . سوگند به خدائى كه به حق مرا به پیامبرى برگزیده است ، انس یك شب او با تو از جهاد یكساله تو در راه خدا بهتر است . (52)

 

52 - دستبوسى

مردى خواست تا بر دست رسول خدا صلى الله علیه و آله بوسه زند، پیامبر دست خود را كشید و فرمود: این كارى است كه عجم ها با پادشاهان خود مى كنند و من شاه نیستم ، من مردى از خودتان هستم . (53)

 

53 - دعا براى میزبان

جابربن عبدالله گفت : ابوالهیثم غذایى پخت و رسول خدا صلى الله علیه و آله و یارانش را به خوردن آن دعوت كرد و چون اصحاب از خوردن غذا فارغ گشتند. رسول خدا صلى الله علیه و آله به یارانش فرمود: به برادر میزبانتان ثواب برسانید. عرض كردند: ثواب رسانیدن به او چگونه است ؟ فرمودند: هنگامى كه كسانى به خانه مردى داخل شدند و غذایش را خورده و نوشیدنى هایش نوشیده شد و براى او دعاى خیر كردند. همین كار موجب ثواب رسانیدن به او خواهد شد.(54)

 

54 - دفاع از آبروى مؤ من

ابوالدرداء گوید: مردى در محضر رسول اكرم صلى الله علیه و آله آبروى كسى را دستخوش بدگویى قرار داد، دیگرى در مقام دفاع برآمد، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كس از آبروى برادر دینى خود دفاع كند، حجاب و پرده اى از آتش براى او خواهد بود.(55)

 

55 - دنیاطلبى

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

در روز قیامت گروهى را براى محاسبه مى آورند كه اعمال نیك آنان مانند كوههاى تهامه بر روى هم انباشته است ! اما فرمان مى رسد كه به آتش برده شوند! صحابه گفتند: یا رسول الله ! آیا اینان نماز مى خواندند؟ فرمود: بلى ، نماز مى خواندند و روزه مى گرفتند و قسمتى از شب را در عبادت به سر مى بردند! اما همین كه چیزى از دنیا به آنها عرضه مى شد، پرش و جهش ‍ مى كردند تا خود را به آن برسانند. (56)

 

56 - دورى از مجادله

روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله بر اصحاب خود در آمد و دید كه : آنان با یكدیگر مجادله و مخاصمه مى كنند. نبى اكرم صلى الله علیه و آله سخت خشمگین شد كه از شدت غضب چهره مباركش چنان سرخ گشت ، تو گویى دانه هاى انار بر رخسار مبارك شكسته شده است ، و فرمود: آیا براى همین كارها خلق و به خاطر این مسائل ماءمور شده اید كه بعضى از كتاب خدا را با بعضى دیگر بیامیزید؟ بنگرید به چه ماءمورید، به آن عمل كنید و از چه چیزهایى نهى شده اید، از ارتكاب آنها اجتناب ورزید. (57)

 

57 - دوستى اهلبیت

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:

هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند و چون من بمیرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده ، جاى گیرد، باید بعد از من على را و دوست او را دوست بدارد و به پیشوایان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت من هستند و از طینتم آفریده شده اند و از درك و دانش برخوردار گردیده اند، و واى بر آن گروه از امت من كه برترى آنان را انكار كنند و پیوندشان را با من قطع نمایند، كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد. (58)

 

58 - دیدار مؤ من

از انس بن مالك نقل شده كه گفت : رسول اكرم صلى الله علیه و آله چنان بود كه هرگاه یكى از برادران مؤ من خود را به مدت سه روز نمى دید. از حال او جویا مى شد. چنانچه به مسافرت رفته بود. در حقش دعا مى فرمود. اگر در وطن حضور داست ، به دیدارش مى رفت . و هرگاه ، خبر بیماریش را مى شنید، از وى عیادت مى كرد. (59)

 

59 - دیوانه واقعى

امیر المؤ منین علیه السلام فرمود: با پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بر جمعى گذشتیم ، نبى حق فرمود: براى چه گرد هم جمع شدید؟ عرض ‍ كردند: یا رسول الله ، این مرد دیوانه است كه غش مى كند و ما بر گرد او جمع شدیم . پیامبر فرمود: این دیوانه نیست ، بلكه بیمار است . سپس ‍ فرمود: دوست دارید دیوانه حقیقى را بشناسید؟ عرض كردند: بلى یا رسول الله ، پیامبر اسلام فرمود: دیوانه آن كس است كه از روى تكبر و غرور راه مى رود، و با گوشه چشمش نگاه مى كند، و شانه هاى خود را از سر بزرگى مى جنباند، و با آنكه گناه خدا را مى ورزد، آرزوى بهشت از خدا دارد.

مردم از شرش آسوده نیستند، و به خیرش امیدى نیست . دیوانه این است ، ولى این مرد بیمار و گرفتار است . (60)

 

60 - ذكر و دعا

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بلند كردن صدا را به ذكر و دعا، كه غالبا شیوه مردم متظاهر و ریاكار است ، خوش نمى داشت . در یكى از سفرها، یارانش هرگاه كه مشرف به دره مى شدند، صدا با تكبیر و تهلیل بلند مى كردند، فرمود: آرام بگیرید، كسى كه او را مى خوانید نه گوشش كر است و نه جاى دورى رفته است . او همه جا با شماست و شنوا و نزدیك است .. (61)

موفق باشید

التماس دعا-محمد


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
Thanks for sharing your info. I really appreciate your efforts and
I am waiting for your further write ups thank you once again.
جمعه 30 تیر 1396 06:54 ق.ظ
Hello there I am so delighted I found your website, I really found
you by accident, while I was researching on Google for something else, Anyhow I am here now and would just
like to say thanks a lot for a fantastic post and a all round interesting blog (I also love the theme/design), I
don’t have time to browse it all at the minute
but I have bookmarked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a lot more, Please
do keep up the excellent jo.
سه شنبه 20 تیر 1396 10:15 ق.ظ
What's up i am kavin, its my first time to commenting anyplace,
when i read this piece of writing i thought i could also make comment due to this good piece of writing.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:29 ب.ظ
These are in fact fantastic ideas in regarding blogging.
You have touched some nice points here. Any way keep
up wrinting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی