تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - یكصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص ) قسمت سوم
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

باسلام



61- راه رفتن 

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله وقتى سواره مى رفتند، اجازه نمى دادند كسى پیاده همراه او برود. هنگام راه رفتن متواضع ، محكم ، باوقار و سریع مى رفتند، و خود را عاجز و سست و كسل نمایان نمى ساختند. (62)

 

62 - راءفت با حیوانات

عبدالرحمان بن عبدالله ، اظهار مى دارد: در حال مسافرت ، در خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بودیم . چشم به حمره اى (پرنده اى همانند گنجشك ) افتاد كه دو جوجه با خود داشت . ما جوجه هایش را برداشتیم . حمره آمده ، در اطراف ما بال و پر مى زد. هنگامى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله مطلع گردید فرمود: چه كسى نسبت به فرزند این پرنده ، مرتكب خلاف شده ، فرزندش را به وى برگردانید. (63)

 

63 - رعایت حال مردم

از معازبن جبل روایت شده است كه گفت : رسول اكرم صلى الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد. و به من فرمود: اى معاذ! هرگاه فصل زمستان فرا رسد، نماز صبح را در آغاز طلوع صبح بجا آور، و قرائت را به اندازه طاقت و حوصله مردم ، طول بده و آنان را خسته مكن . و در موسم تابستان ، نماز صبح را در روشنایى فجر، اقامه كن . چه اینكه شب ، كوتاه است . و مردم نیاز به استراحت دارند. آنان را واگذار تا نیاز خود را برطرف نمایند. (64)

 

64 - رعایت حقوق دیگران

ابو ایوب انصارى ، میزبان پیامبر صلى الله علیه و آله در مدینه مى گوید: شبى براى پیامبر صلى الله علیه و آله غذایى همراه پیاز و سیر آماده كردیم و به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله بردیم . آن حضرت از غذا نخورد، و آن را رد كرد. ما جاى انگشتان آن حضرت را در آن غذا ندیدیم . من بى تابانه به حضور آن حضرت رفتم و عرض كردم : پدر و مادرم به فدایت ! چرا از غذا نخوردى ، و جاى دست شما در آن غذا نبود، تا با خوردن آن قسمت ، طلب بركت كنیم ؟

در پاسخ فرمود: آرى ، غذاى امروز سیر داشت و چون من در اجتماع شركت مى كنم و مردم از نزدیك با من تماس مى گیرند و با من سخن مى گویند، از خوردن غذا، معذورم .

ما آن غذا را خوردیم ، و از آن پس چنان غذایى براى پیامبر صلى الله علیه و آله آماده نكردیم . (65)

 

65 - رفتار با مردم

در حالى كه پیامبر صلى الله علیه و آله میدان جنگ بود، عربى به محضر او رسید و ركاب شترش را گرفت و گفت : یا رسول الله ، عملى را به من بیاموز كه سبب رفتنم به بهشت گردد.

حضرت فرمود: با مردم آن گونه رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند، و از رفتار با آنها كه خوشایند تو نیست ، بپرهیز.(66)

 

66 - رفع مشكلات

حذیفه گوید: شیوه رسول خدا صلى الله علیه و آله چنان بود كه چون مشكلى براى او پیش مى آمد، به نماز پناه مى برد و از آن استعانت مى جست .(67)

 

67 - روزه

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله علاوه بر ماه رمضان و قسمت مهمى از شعبان ، در سایر ایام سال ، یك روز در میان روزه دار بود. (68) دهه آخر ماه رمضان را در مسجد به عبادت معتكف مى شد (69)، ولى نسبت به دیگران تسهیل مى نمود و مى فرمود: كافى است در هر ماه سه روز روزه بگیرید، همیشه به اندازه وسع خودتان به عبادت بپردازید. عمل مداوم نزد خدا، محبوبتر از عمل بسیار و خسته كننده است . (70)

 

68 - ریا

شداد بن اوس گفت : بر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شدم و چهره مباركش را بدان گونه افسرده دیدم كه مرا ناراحت ساخت . عرض كردم : چه پیش آمده است ؟ فرمودند: بر امتم از شرك مى ترسم . عرض كردم : آیا پس از شما مشرك مى شوند؟ فرمودند: آنان خورشید و ماه و بت و سنگ نمى پرستند، ولى ریا مى كنند و ریا خود شرك است . (71) و سپس آیه 110 سوره كهف را تلاوت فرمودند: فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرك بعبادة ربه احدا

هر كس امید دیدار پروردگار خود دارد، باید كار شایسته كند و در پرستش ‍ پروردگار خویش ، كسى از شریك نگیرد.

 

69 - ریزش گناهان

سلمان مى گوید: در محضر حضرت رسول صلى الله علیه و آله در سایه درختى به سر مى بردیم . آن حضرت شاخه اى از آن درخت را گرفت و آن را تكان داد، برگهاى آن ریخته شد. حضرت رسول صلى الله علیه و آله به حاضران فرمودند: آیا از من نمى پرسید این چه كارى بود كه كردم ؟ گفتم : اى رسول خدا، علت این كار را به ما خبر بده ، فرمودند: ان العبد المسلم اذا قام الى الصلاة تحتاتت عنه خطایاه كما تحتاتت ورق هذه الشجرة . یعنى همانا بنده مسلمان هرگاه به نماز ایستاد، گناهان او مى ریزد، همان گونه كه برگهاى این درخت مى ریزد. (72)

 

70 - ساده زیستى

عده اى از همسران پیامبر صلى الله علیه و آله گفتند: ما وضعمان خیلى ساده است . ما هم زر و زیور مى خواهیم ، از غنایم به ما هم بدهید. حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرمودند:

زندگى من ، زندگى ساده است . من حاضرم شما را طلاق بدهم و طبق دستور قرآن كه زن مطلقه را باید مجهز كرد، حاضرم چیزى هم به شما بدهم . اگر به زندگى ساده من مى سازید، بسازید، و اگر مى خواهید رهایتان كنم ، زهایتان بكنم .

البته همه شان گفتند: خیر، ما به زندگى ساده مى سازیم . (73)

 

71 - سر آغاز دانش

مردى به نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! شگفتى ها و مسائل غریب علم را به من بیاموز، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: از آغاز دانش چه آموخته اى ، كه از انتهایش سؤ ال مى كنى ؟ عرض ‍ كرد: یا رسول الله ! آغاز دانش چیست ؟ فرمود: خداى را به حق شناختن . اعرابى گفت : حق معرفت خداوند چیست ؟ فرمود: خداى بدون مثل و مانند و ضد و شریك را بشناسى ، و نیز بدانى كه خداى یكتا و یگانه ، ظاهر و باطن و اول و آخر است و همتایى ندارد و چیزى نظیر او نمى باشد. این حق معرفت خداوند و سر آغاز دانش است . (74)

 

72 - سلام

وقتى یكى از مسلمانان به حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله سلام مى كرد و مى گفت : سلام علیك ، در جوابش مى فرمود: و علیك السلام و رحمة الله و اگر مى گفت : السلام علیك و رحمة الله ، مى فرمود: و علیك السلام و رحمة الله و بركاته . و به این كیفیت رسول الله صلى الله علیه و آله در پاسخ سلام اضافه مى نمود.(75)

 

73 - سلام به كودكان

از انس بن مالك نقل شده كه گفت : همانا رسول اكرم صلى الله علیه و آله بر گروهى از كودكان گذشت و به ایشان سلام داد. (76)

 

74 - سه حكمت

امیرالمؤ منین حضرت على بن ابیطالب علیه السلام فرمود: روى یكى از شمشیرهاى پیامبر صلى الله علیه و آله سه جمله نوشته شده بود: وصل كن با كسى كه با تو قطع رحم كرد، و حق را بگو اگر چه بر ضرر خودت تمام شود و خوبى كن بر كسى كه به تو بدى كرده است .(77)

 

75 - شیوه معاشرت

او همواره خوشرو و خوشخو و فروتن بود. خشن و تندخو و فحاش و عیبجو نبود. كسى را بیش از استحقاق ، مدح نمى كرد. از چیزى كه مطلوب و خوشایندش نبود، چشم پوشى و تغافل مى كرد. طورى رفتار مى نمود كه مردم نه از او ماءیوس مى شدند و نه ناامید. خود را از سه خصلت بازداشته بود: جدال ، پرحرفى ، و گفتن مطالب بى فایده . درباره مردم هم از سه كار پرهیز مى كرد: هرگز كسى را سرزنش نمى كرد و از او عیب نمى گرفت ، در جستجوى لغزشها و عیبهاى مردم نبود. جز در جایى كه امید ثواب داشت ، سخن نمى گفت . (78)

 

76 - صله رحم

مردى خدمت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله آمد و عرض كرد:

یا رسول الله ! فامیل من تصمیم گرفته اند بر من حمله كنند و از من ببرند و دشنامم دهند، آیا من حق دارم آنها را ترك گویم ؟

فرمودند:

در آن صورت خداوند همه شما را ترك مى كند.

عرض كرد: پس چه كنم ؟

فرمودند: بپیوند با هر كه از تو ببرد، و عطا كن به هر كه محرومت كند، و در گذر از هر كه به تو ستم نماید، زیرا چون چنین كنى ، خدا تو را بر آنها یارى دهد. (79)

 

77 - عاطفه

از مسیرة بن معبد نقل شده كه گفت : مردى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و اظهار داشت : یا رسول الله ! ما مردم زمان جاهلیت بودیم . بتها را پرستش مى كردیم . فرزندان خود را به قتل مى رساندیم . من دخترى داشتم و از اینكه او را به مهمانى مى بردم ، خیلى خوشحال مى شد. روزى او را به قصد مهمانى بیرون بردم . دخترم دنبال سرم حركت مى كرد، رفتم تا به چاهى رسیدم . آن چاه از خانه ام ، زیاد دور نبود. دست دختر را گرفته ، او را در چاه انداختم . آخرین چیزى كه از او به یاد دارم ، این است كه فریاد مى كرد: پدر! پدر!...

رسول اكرم صلى الله علیه و آله با شنیدن این ماجرا، آن چنان گریه كرد كه اشك دیدگانش خشك شد. (80)

 

78 - عالم بى عمل

انس بن مالك گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: شبى كه مرا به آسمان بردند و سیر دادند، به گروهى از مردم گذشتم كه لبهایشان با مقراض هاى آهنین بریده مى شد، و من گفتم : اى جبرئیل ، اینها چه كسانى هستند؟ گفت : ایشان گویندگانى از اهل دنیا و از جمله كسانى هستند كه مردم را به كارهاى خیر و نیك امر مى كردند و خود را فراموش ‍ مى نمودند.(81)

 

79 - عطر

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول الله صلى الله علیه و آله ظرف مخصوص عطر داشتند، پس از هر وضو بلافاصله آن را به دست گرفته ، خود را معطر و خوشبو مى ساخت ؛ در نتیجه چون از خانه بیرون مى آمد، بوى عطر در محل عبور آن بزرگوار منتشر مى شد. (82)

اگر عطر براى آن حضرت تعارف مى آوردند، خود را به آن معطر مى ساخت و مى فرمود: بویش پاكیزه و حمل كردنش آسان است . و بیش از آن مقدارى كه براى خوراك خرج مى كرد، به عطر پول مى داد.(83)

 

80 - عطوفت با همسر

رسول اكرم صلى الله علیه و آله با همسران خود با عطوفت و عدل رفتار مى كرد و بین آنها تبعیض و ترجیح قائل نمى شد، و در مسافرتها به هر كدام از آنها قرعه اصابت مى كرد، او را همراه مى برد. (84) او مطلقا خشونت اخلاقى نداشت ، خاصه در مورد زنان ، نهایت رفق و مدارا را به كار مى برد و تندخوئى و بدزبانى همسران خود را تحمل مى نمود.

 

81 - عفو

در كتاب تحف العقول است كه : رسول خدا صلى الله علیه و آله روزى از خانه بیرون رفتند و گروهى را دیدار كردند سنگى را مى غلتاندند. فرمودند: قهرمان ترین شما كسى است كه به هنگام خشم ، خویشت دارى كند، و بردبارترین تان آن كس باشد كه در حین داشتن قدرت ، عفو نماید.(85)

 

82 - عفو و گذشت

با اینكه قریش با رسول اكرم صلى الله علیه و آله و یارانش ، آن همه دشمنى كردند، آنان را شكنجه دادند؛ چه در آغاز دعوت و چه از هجرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و همچنین على رغم آن همه توطئه ، جنگ و لشكركشى در برابر پیامبر اكرم ، آن حضرت بعد از فتح مكه ، بر در كعبه ایستاد و خطاب به قریش فرمود:

هان ! قریشیان ! چه مى گویید؟ فكر مى كنید با شما چه خواهم كرد؟

قریشیان یكصدا فریاد زدند: نیكى ... تو برادرى بزرگوار و فرزند برادرى كریم و بزرگوارى .

حضرت فرمود:

حرف برادرم یوسف علیه السلام را تكرار مى كنم : امروز متاءثر و شرمسار مى باشید. من شما را عفو كردم ، خدا هم گناه شما را ببخشد كه مهربانترین مهربانان است . بروید، شما آزاد هستید. (86)

 

83 - غذاى حرام

رسول الله صلى الله علیه و آله در سن هفت سالكى بودند كه یهودیان گفتند ما در كتابهاى خود خوانده ایم كه پیامبر اسلام از غذاى حرام و شبهه دار استفاده نمى كند و آنها را حرام مى داند، خوب است او را امتحان كنیم . مرغى را سرقت كردند و براى ابوطالب فرستادند. همه از آن خوردند، چون نمى دانستند، ولى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به آن دست نزد. وقتى علت آن را پرسیدند، فرمود: چون حرام بود و خداوند مرا از حرام حفظ مى فرماید.

سپس مرغ همسایه را گرفته و فرستادند، به خیال آنكه بعد پولش را بدهند. آن حضرت باز هم میل نكرد و فرمود:

و ما اراها من شبهة یصوننى ربى عنها علیه السلام : آنها متوجه نبودند كه این غذا شبه دارد، ولى مرا پروردگارم حفظ فرمود. آنگاه یهودیان گفتند:

لهذا شان عظیم : این طفل داراى شاءن و مقام عالى است . (87)

 

84 - غذا دادن به كودكان

سلمان فرمود: وارد خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله شدم . حسن و حسین علیه السلام نزد وى غذا مى خوردند. آن حضرت گاهى لقمه اى در دهان حسن علیه السلام و گاهى در دهان حسین علیه السلام مى نهاد. پس از آن كه خوردن غذا به پایان رسید، آن حضرت ، حسین علیه السلام را بر دوش خود و حسین علیه السلام را روى زانوى خود نهاد. آنگاه رو به من كرد و فرمود: اى سلمان ! آیا آنان را دوست دارى ؟ گفتم : اى رسول خدا صلى الله علیه و آله چگونه آنان را دوست نداشته باشم ، در حالى كه مى بینم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟!(88)

 

85 - غش در معامله

رسول اكرم صلى الله علیه و آله از كنار مردى گذشت كه گندم مى فروخت . از او پرسید: چگونه مى فروشى ؟ او چگونگى را به عرض رسانید. خداى تعالى وحى فرستاد كه دست در گندم ببر. حضرت دست مباركش را به گندم فرو برد. درون آن گندم را مرطوب و نمناك یافت . پس فرمود: كسى كه در معامله غش و فریب به كار برد، از ما نیست . (89)

 

86 - غیبت

روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در شاءن و فضیلت نماز سخن مى گفتند، و به مسلمین سفارش مى كردند كه به مسجد بروند و در انتظار وقت نماز به سر برند، و آماده باشند تا وقت نماز فرا رسد، و نماز را بپا دارند. ولى از آنجا كه نماز كانون پرورش ارزشهاى اخلاقى است ، و ممكن است افرادى به مسجد براى انتظار نماز بروند و بنشینند، و در این فرصت مثلا غیبت كنند، كه بر خلاف هدف نماز است ، به مسلمانان هشدار دادند و فرمودند: الجلوس فى المسجد لانتظار الصلوة عبادة مالم تحدث ، یعنى : نشستن در مسجد براى انتظار نماز، عبادت است ، در صورتى كه حدثى رخ ندهد. شخصى پرسید: منظور از حدث چیست ؟ فرمودند: الاغتیاب : غیبت كردن . (90)

 

87 - فرزند شهید

ابن هشام مى نویسد: اسماء دختر عمیس ، همسر عبدالله بن جعفر گفته است : روزى كه جعفر در جنگ موته به شهادت رسید، پیامبر صلى الله علیه و آله به خانه ما آمد. من تازه از كار خانه ، شست و شو و نظافت بچه ها فارغ شده بودم ، به من فرمود: فرزندان جعفر را پیش من آور. آنان را پیش آن حضرت بردم ، بچه ها را در آغوش گرفت و شروع به نوازش آنان كرد، در حالى كه اشك از دیدگان آن بزرگوار سرازیر بود.

من پرسیدم : اى رسول خدا، پدر و مادرم فدایت باد. چرا گریه مى كنى ؟ مگر درباره جعفر و همراهانش به شما خبرى رسیده است ؟ فرمود: آرى ، آنها امروز به شهادت رسیدند.(91)

 

88 - فضیلت سجده

مردى به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كرد، دعا كنید كه خدا مرا به بهشت برد. فرمودند: من دعا مى كنم ، اما تو مرا با این امر كمك كن كه دعاى من مستجاب شود، و آن زیاد سجده كردن و سجده هاى طولانى كردن است .(92)

 

89 - فضیلت و شایستگى

عتاب بن اسید بعد از فتح مكه از سوى حضرت به عنوان والى مكه برگزیده شد، و مسئولیت امور سیاسى را به عهده گرفت ؛ در حالى كه بیست و یك سال بیش نداشت و افراد بزرگتر از وى در بین صحابه فراوان وجود داشتند.

این كار حضرت وقتى مورد اعتراض قرار مى گیرد، كه چرا جوان را بر بزرگسالان ترجیح داده است ، حضرت بسیار متین جواب مى دهد كه ملاك مسئولیت ، بزرگى سن نیست . فضیلت و شایستگى باعث بزرگى مى باشد: فلیس الاكبر هو الافضل بل الافضل هو الاكبر . (93) همین مطلب در مورد معاذبن جبل كه 26 سال دارد، مطرح است و ایشان به عنوان مبلغ دینى در مكه منصوب مى شود.

 

90 - قبول زحمت

رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه یكى از اصحاب مشرف شدند. چون غذا آوردند برخى از حاضران از خوردن امتناع كردند و گفتند: روزه داریم .

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: برادر مسلمانت براى پذیرایى تو قبول زحمت كرده است و تو مى گویى من روزه دارم ، روزه ات را كه مستحبى است بخور، قضاى آن را روز دیگر بگیر.

موفق باشید

التماس دعا-محمد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 18 تیر 1396 06:31 ب.ظ
Exactly what I was searching for, thank you for posting.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:10 ق.ظ
Hi there, yeah this article is in fact good and I have learned lot of things from it about blogging.
thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی