تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - یكصد و بیست درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص ) قسمت آخر
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد

بسم اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

باسلام

91 - قدرشناسى

پیامبر صلى الله علیه و آله بسیار وفادار و حق شناس بود، و بر همین اساس ، ثویبه كنیز آزاد شده ابولهب با اینكه بیش از چند روز شیر به او نداده بود، آن حضرت بعدها همواره جویاى حال ثویبه مى شد، و به خاطر محبتهاى او در دوران شیرخوارگى ، از او احترام مى كرد. حتى پیامبر صلى الله علیه و آله در مدینه ، براى او (كه در مكه مى زیست ) لباس و هدیه هاى دیگر مى فرستاد، ثویبه در سال هفتم هجرت از دنیا رفت . پیامبر صلى الله علیه و آله ، از وفات او غمگین گردید و از خویشان او جویا شد، تا به آنها محبت كند.(95)

 

92 - قرائت قرآن

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله چنان بود كه نمى خفت تا اینكه مسبحات را قرائت مى فرمود. و مى گفت : در این سوره ها آیه اى وجود دارد كه از هزار آیه برتر است .

پرسیدند: مسبحات چیست ؟

حضرت فرمود: سوره هاى حدید، حشر، صف ، جمعه و تغابن . (96)

 

93 - كار و تلاش

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با اصحاب خود نشسته بودند. پیامبر جوان نیرومندى را دید كه اول صبح مشغول كار و تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: این شایسته تمجید و ستایش بود، اگر نیروى جوانى خود را در راه خدا به كار مى انداخت ؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: چنین نگویید، اگر این جوان كار مى كند تا نیازمندیهاى خود را تاءمین كند و از دیگران بى نیاز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنین اگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردم بى نیاز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است ... (97)

 

94 - كاشتن درخت

جابربن عبدالله انصارى (ره ) گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله بر ام مبشر انصارى در نخلستانى كه داشت ، وارد شدند و فرمودند: این نخل ها را مسلمان كاشته یا كافر؟ عرض كرد: مسلمان آنها را كشت كرده است . فرمودند: مسلمان هر درختى بنشاند، یا زراعتى بكند و آدمى و چهارپایان از آن بخورند براى او صدقه به حساب مى آید (98).

 

95 - كرامت

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله به یكى از خانه هاى خود وارد شد و اصحاب او به محضرش مشرف شدند، تعداد اصحاب بسیار بود و اتاق پر شده بود.

جریربن عبدالله در این هنگام وارد شد، اما جایى براى نشستن نیافت و در نزدیكى درب نشست .

پیامبر صلى الله علیه و آله عباى خود را برداشت و به او داد و فرمود: این عبا را زیرانداز خود قرار ده . جریر عبا را گرفت ، و بر صورت خود واگذارد و آن را مى بوسید و گریه مى كرد آنگاه آن را جمع كرد و به پیامبر صلى الله علیه و آله رو كرد و گفت : من هرگز بر روى جامه شما نمى نشینم . خداوند تو را گرامى بدارد، همان گونه كه مرا گرامى داشتى .

پیامبر صلى الله علیه و آله نگاهى به سمت چپ و راست خود كرد و سپس ‍ فرمود: هرگاه شخص محترمى نزد شما آمد، او را گرامى بدارید، و همچنین هر كسى كه را از گذشته بر شما حقى دارد؛ او را نیز گرامى بدارید (99).

 

96 - كسب معاش

انس بن مالك مى گوید: پس از آنكه رسول خدا صلى الله علیه و آله از جنگ تبوك بازگشت ، سعد انصارى به استقبال آن حضرت شتافت و به پیامبر صلى الله علیه و آله دست داد و مصافحه كرد.

پیامبر صلى الله علیه و آله به او فرمود: چه صدمه و آسیبى به دست تو رسیده كه دستت زبر و خشن شده است ؟

سعد عرض كرد: اى رسول خدا! با طناب و بیل كار مى كنم و درآمدى براى معاش زندگى خود و خانواده ام كسب مى نمایم . از این رو دستم خشن شده است

فقبل یده رسول الله قال : هذا ید تمسهاالنار

پیامبر صلى الله علیه و آله دست سعد را بوسید و فرمود: این دستى است كه آتش دوزخ با آن تماس پیدا نمى كند(100).

 

97 - گریه پیامبر صلى الله علیه و آله

پس از آنكه پیامبر صلى الله علیه و آله پیكر فرزندش ابراهیم را به خاك سپرد، چشمانش پر از اشك شد، فرمود: چشم اشك مى ریزد، و دل غمگین است ولى سخنى كه موجب خشم خدا شود، نمى گویم .

سپس پیامبر علیه السلام گوشه اى از قبر را دید كه به طور كامل درست نشده است ، با دست خود آن را موزون و صاف كرد و آنگاه فرمود:

اذا عمل احدكم عملا فلیتقن :

هرگاه یكى از شما كارى را انجام داد، البته آن را محكم و استوار، انجام دهد (101).

 

98 - ماجراى حدود الهى

در فتح مكه زنى از قبیله بنى مخزوم مرتكب سرقت شد و از نظر قضایى جرمش محرز گردى . خویشاوندانش ، كه هنوز رسوبات نظام طبقاتى در خلایاى مغزشان به جاى مانده بود، اجراى مجازات را ننگ خانواده اشرافى خود مى دانستند و به تكاپو افتادند بلكه بتوانند مجازات را متوقف سازند. اسامة بن زید را كه مانند پدرش نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله محبوبیت خاصى داشت - وادار كردند به شفاعت برخیزد. او همین كه زبان به شفاعت گشود، رنگ صورت رسول خدا صلى الله علیه و آله از شدت خشم برافروخته شد و با عتاب و تشدد فرمود: چه جاى شفاعت است ؟! مگر مى توان حدود قانون خدا را بلااجرا گذاشت ؟

دستور مجازات صادر نمود. اسامه متوجه غفلت خود گردیده و از لغزش ‍ خود عذر خواست و استدعاى طلب مغفرت نمود براى اینكه فكر تبعیض ‍ در اجراء قانون را از مخیله مردم بیرون بنماید، به هنگام عصر در میان جمع به سخنرانى پرداخت و ضمن عطف به موضوع روز كردن ، چنین گفت :

اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند، بدین سبب كه در اجراى قانون عدالت ، تبعیض روا مى داشتند. هرگاه یكى از طبقات بالا مرتكب جرم مى شد، او را از مجازات معاف مى كردند، و اگر كسى از زیردستان به جرم مشابه به آن مبادرت مى كرد او را مجازت مى كردند. قسم به خدایى كه جانم در قبضه اوست ! در اجراى عدل درباره هیچ كس فروگذار و سستى نمى كنم اگر چه مجرم از نزدیكترین خویشاوندان خودم باشد (102).

 

99 - مادر

مردى به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله مشرف گردید، و عرض ‍ كرد: یا رسول الله به چه كسى نیكى كنم ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به مادرت

دوباره سؤ ال كرد: سپس به چه كسى نیكى كنم ؟

حضرت فرمود: به مادرت

بار دیگر سوال كرد: و سپس به چه كسى نیكى كنم ؟

حضرت فرمود: به مادرت

بار چهارم سؤ ال كرد: آنگاه به چه كسى نیكى كنم ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به پدرت (103).

 

100 - ماه رمضان

حضرت رسول اكرم صلى الله علیه و آله چون هلال ماه رمضان را مى دید روى به قبله مى آورد و دستهاى مبارك را برمى داشت و مى فرمود: بارخدایا! این ماه را همراه ایمنى و ایمان ، و سلامت و اسلام ، و عافیت شكوهمند و روزى فراوان ، و برطرف شدن دردها بر ما داخل گردان . بارالها! روزه و نماز این ماه و تلاوت قرآن كریم را در آن ، روزى ما فرما.بار خدایا! از آغاز تا پایان این ماه را بر ما و غبار آلوده مساز، تا روزه گرفتن و افطار كردنش بر ما پوشیده و نامعلوم بماند و ما را از ارتكاب معصیت در آن به سلامت بدار و از بیمارى و عوارضى كه ما را از روزه گرفتن باز بدارد، سالم گردان (104).

 

101 - ماه شعبان

رسول اكرم صلى الله علیه و آله در هیچ ماهى به اندازه ماه شعبان ، روزه نمى گرفت . به آن حضرت گفته شد: اى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ! مشاهده نمى كنیم كه در هیچ ماهى ، مانند ماه شعبان ، روزه بدارید؟ حضرت فرمود: ماه شعبان ، ماهى است كه مردم از آن غافل مى باشند. میان ماه رجب و ماه رمضان قرار گرفته و در آن ، اعمال بندگان به سوى پروردگار جهانیان ، بالا مى رود. به همین جهت ، دوست دارم ، اعمال من به سوى خدایم ، بالا رود و من در حال روزه باشم .(105)

 

102 - ماه مبارك رمضان

رسول اكرم صلى الله علیه و آله در دهه آخر ماه مبارك رمضان ، به كلى بستر خواب را برمى چید و كمرش را محكم براى عبادت خدا مى بست . چون خدا شب بیست و سوم فرا مى رسید، اهل بیت خود را نیز بیدار نگه مى داشت و به صورت هر كدام كه خواب بر او غلبه مى كرد، آب مى پاشید. حضرت فاطمه زهرا علیهماالسلام را نیز چنین مى كرد. هیچ یك از اهل خانه اش را نمى گذاشت كه در آن شب بخوابند و براى اینكه خوابشان نگیرد، غذاى كمترى به آنان مى داد و از آنان مى خواست خود را براى شب زنده دارى آماده كنند و مى فرمود: محروم كسى است كه از خیر این شب بى بهره بماند. (106)

 

103 - مخنث

ابوهریره گوید: مخنثى كه دست و پایش را به حنا خضاب كرده بود را به محضر رسول اكرم صلى الله علیه و آله آوردند. حضرت فرمودند: این چیست ؟ و چرا این كار را كرده است ؟ عرض كردند: یا رسول الله ! خود را شبیه زنان ساخته است . حضرت فرمان دادند او را به نقیع تبعید كنند. عرض كردند: یا رسول الله ! آیا او را به قتل نرسانیم ؟ فرمودند: من از كشتن نمازگزاران ممنوع هستم . (107)

 

104 - مدارا

از جابربن حیان عبدالله (رض ) روایت شده كه گفت : با رسول اكرم صلى الله علیه و آله در محل ذات الرفاع بودیم . آن حضرت را در سایه درختى ، رها ساختیم . ناگهان مردى از مشركین بر سر حضرت آمد. شمشیر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به درخت آویخته بود. مرد مشرك ، خود را كشید و خطاب به پیامبر صلى الله علیه و آله گفت : از من مى ترسى ؟

حضرت فرمود: نه !

گفت : چه كسى به دادت خواهد رسید؟

حضرت فرمود: خدا

با شنیدن كلمه الله شمشیر از دست آن مشرك افتاد رسول اكرم صلى الله علیه و آله شمشیر او را گفت و فرمود: چه كسى به دادت خواهد رسید؟

مرد مشرك التماس گفت : با من مدارا كن !

حضرت فرمود: آیا به وحدانیت خدا و پیامبرى من ، شهادت مى دهى ؟

مرد مشرك گفت : نه ! ولى پیمان مى بندم كه هرگز با تو نجنگم ، و با كسانى هم كه با تو مى جنگند، نباشم .

پس حضرت او را رها ساخت . مرد مشرك ، نزد یاران خود رفت و گفت : هم اكنون از پیش بهترین مردم ، به سوى شما آمدم (108).

 

105 - مسجد

هرگاه داخل مسجد مى شد مى گفت :

اللهم افتح لى ابواب رحمتك خدایا درهاى رحمتت را به روى من بگشاى ؛ و چون مى خواست از مسجد خارج گردد مى گفت :

اللهم افتح لى ابواب رزقك خدایا درهاى روزیت را به روى من بگشاى ، (109).

 

106 - مسلمان شدن یهودى

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى از مسلمانان در مكانى نماز مى گزارد.

هنگامى كه آن حضرت به سجده مى رفت ، حسین علیه السلام كه كودك خردسالى بود، بر پشت رسول خدا صلى الله علیه و آله سوار مى شد و پاهاى خود را حركت مى داد و هى هى مى كرد.

وقتى كه پیامبر صلى الله علیه و آله مى خواست سر از سجده بردارد، او را مى گرفت و كنار خود روى زمین مى گذارد این كار تا پایان نماز ادامه داشت .

یك نفر از یهودیان ، شاهد این جریان بود. پس از نماز به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كرد، با كودكان خود به گونه اى رفتار مى كنید كه ما هرگز انجام نمى دهیم .

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ایمان داشتید، با كودكان خود مهربان بودید. مهر و محبت پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به كودك ، مرد یهودى را سخت تحت تاءثیر قرار داد؛ وى اسلام را پذیرفت (110).

 

107 - مشورت

رسول اكرم در جنگ بدر در سه مرحله اصحاب خود را به مشاوره دعوت نموده و فرمود: نظر خودتان را ابراز كنید:

اول : درباره این كه اصلا به جنگ با قریش اقدام بنمایند و یا آنها را به حال خود ترك كرده و به مدینه مراجعت كنند؟ همگى جنگ را ترجیح دادند، و تصویب فرمود (111).

دوم : محل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد. نظر حباب بن منذر مورد تاءیید واقع شد.

سوم : در خصوص اینكه با اسراى جنگ چه رفتارى بشود، به شور پرداخت . بعضى كشتن آنها را ترجیح دادند، و برخى تصویب نمودند آنها را در مقابل فدیه آزاد نمایند. رسول اكرم صلى الله علیه و آله با گروه دوم موافقت كردند.

 

108 - مقام دانشجو

صفوان بن عسال گوید: به محضر رسول اكرم صلى الله علیه و آله رسیدم . حضرت در مسجد نشسته و بر برد سرخ رنگ خود تكیه زده بود. عرض ‍ كردم : یا رسول الله صلى الله علیه و آله من به طلب علم آمده ام فرمود: اى دانشجو، خوش آمدى . همانا فرشتگان با پر و بال خود دانشجو را فرا گیرند و آن چنان انباشته باشند و هجوم آورند كه برخى بر برخى دیگر سوار شدند، تا به آسمان دنیا رسند، از جهت محبت و دوستى كه به دانشجو و دانش دارند(112).

 

109 - مهربانى با كودكان

روزى پیامبر صلى الله علیه و آله همراه یارانش از راهى عبور مى كردند. در آن مسیر كودكانى مشغول بازى بودند، نزد یكى از آنان نشست ، و پیشانى او را بوسید و با وى مهربانى كرد علت آن را از وى پرسیدند. حضرت پاسخ داد: من روزى دیدم اى كودك هنگامى كه با فرزندم حسین علیه السلام بازى مى كرد، خاكهاى زیر پاى حسین را بر مى داشت ، و به صورت خود مى مالید. بنابراین چون او را از دوستان حسین است ، من هم او را دوست دارم ، جبرئیل مرا خبر داد این كودك از یاران حسین علیه السلام در كربلا خواهد بود(113).

 

110 - مهمان سرزده

عده اى از اهل مدینه ، پیامبر صلى الله علیه و آله و پنج نفر از اصحاب او را به غذایى كه آماده كرده بودند، دعوت نمودند. حضرت دعوت آنها را پذیرفت ، اما وقتى به منزل میزبان مى رفتند، در بین راه یك نفر دیگر كه دعوت نشده بود، به آنها گروید. وقتى به منزل نزدیك شدند، پیامبر صلى الله علیه و آله به او گفت : آنها تو را دعوت نكرده اند، همین جا بنشین تا من با آنها صحبت كنم و همراهى تو را، با آنها در میان بگذارم و اجازه ورودت را بگیرم . (114)

 

111 - نصف اجر شهید

مردى به حضور رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد عرض كرد: یا رسول الله ، زنى دارم هر وقت مى خواهم از منزل بیرون روم ، مرا مشایعت مى كند و هر وقت مى خواهم بیایم ، مرا استقبال مى كند و هر وقت غمگین مى شوم ، به من مى گوید: اگر غم تو براى دنیا یا مال دنیا است ، خداوند كفیل روزى بندگان است و اگر غم تو براى امر آخرت است ، خداوند غم تو را براى آخرت زیاد كرد تا از آتش جهنم خلاص شوى .

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال عمالى (كارگزاران ) دارد و این زن از عمال خداوند است و براى آن زن نصف اجر شهید است . (115)

 

112 - نماز

پیامبر صلى الله علیه و آله هرگاه كه به نماز مى ایستادند، چهره اش به جهت خوف از خداوند تغییر مى كرد، و صدایى همچون جوشش دیگ از درون حضرت شنیده مى شد. (116)

 

113 - نماز جماعت

روزى مردى مسلمانى كه همه روز را آبیارى كرده بود، پشت سر معاذبن جبل به نماز ایستاد. معاذ به خواندن سوره بقره آغاز كرد! آن مرد طاقت ایستادن نداشت و منفردا نماز خود را با پایان رسانید. معاذ به او گفت : تو نفاق كردى و از صف ما جدا شدى ! رسول خدا صلى الله علیه و آله از این ماجرا آگاه گردید و چنان خشمگین شد كه نظیر آن حالت را از او ندیده بودند، و به معاذ فرمود: شما مسلمانان را رم مى دهید و از دین اسلام بیزارشان مى كنید. مگر نمى دانید كه در صف جماعت بیماران ، ناتوانان ، سالخوردگان و كاركنان نیز ایستاده اند؟! در كارهاى دسته جمعى باید طاقت ضعیف ترین افراد را در نظر گرفت ، چرا از سوره هاى كوتاه نخواندى ؟! (117)

 

114 - نماز شب

عبدالله بن عباس ، راجع به نماز شب پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله چنین اظهار مى دارد:

... شب كه به نیمه مى رسید - یا كمى قبل و بعد از آن - رسول اكرم صلى الله علیه و آله ، بیدار مى شد. آثار خواب را از چهره مبارك مى زدود. ده آیه آخر سوره آل عمران را قرائت مى فرمود. سپس نزد مشك آب آویخته مى رفت . از آن وضو مى ساخت . وضوى نیكویى مى گرفت . آنگاه به نماز مى ایستاد. شش عدد نماز دوركعتى به جاى مى آورد. بعد از آن ، نماز وتر مى گزارد و به دنبال نماز وتر به رختخواب مى رفت تا اینكه اذان گو، حاضر مى گردید. در این هنگام از جا برمى خاست . دو ركعت نماز سبك بجاى مى آورد. و پس از آن بیرون مى آمد و نماز صبح را مى گزارد. (118)

 

115 - نیش زبان

در زمان رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله یكى از بانوان مسلمان ، روزها روزه مى گرفت و شبها را با نماز و سایر عبادات سپرى مى كرد، ولى بداخلاق بود و با نیش زبانش همسایگان را مى آزرد. شخصى به محضر رسول اكرم صلى الله علیه و آله آمد و از آن بانو تعریف كرد، كه با نماز و روزه سروكار دارد ولى یك عیب دارد و آن اینكه بداخلاق است ، و با نیش زبانش ‍ همسایگان را مى آزارد. وجود مبارك پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: در چنین زنى خیرى نیست ، او اهل دوزخ است . یعنى با اینكه او بر گناه خود ادامه مى دهد. نماز و عبادات او بى خاصیت و بى خیر است .(119)

 

116 - وصف مرید از مراد

امیر مؤ منان على علیه السلام در وصف پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى فرماید:

از پیامبر پاك و نازنین پیروى كن . او لقمه دنیا را به اطراف مى خورد (نه اینكه دهانش را پر كند) و دنیا را به گوشه چشم (دقیق ) نمى نگریست . از جهت پهلو، لاغر، و از جهت شكم گرسنه ترین اهل دنیا بود. مانند بردگان سیاه بر روى زمین مى نشست و كفش خود را با دست خود اصلاح مى كرد، و لباس خود را با دست خود مى دوخت . گاهى بر الاغ برهنه سوار مى شد و از شدت تواضع و فروتنى ، دیگرى از همردیف خود سوار مى كرد. یكى از همسرانش روزى پرده اى نسبتا زیبا و داراى نقش و نگار بر در خانه آویخته بود، به آن بانو فرمود: بى درنگ این پرده رنگارنگ را از در خانه بردار، چرا كه من با نگاه به این پرده ، به یاد دنیا و زینت هاى آن مى افتم ... (120)

 

117 - وعده مؤ من

حضرت محمد صلى الله علیه و آله قبل از آنكه به مقام نبوت برسند، مدتى چوپانى مى كردند. عمار یاسر با حضرت قرار گذاشتند تا فرداى آن روز، گوسفندان خود را به بیابان فخ كه علفزار بود، بود، ببرند.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرداى آن روز گوسفندان خود را به سوى بیابان فخ روانه كرد، ولى عمار دیرتر آمد. عمار مى گوید: وقتى گوسفندانم را به بیابان فخ رساندم ، دیدم پیامبر صلى الله علیه و آله جلو گوسفندان خود ایستاده و آنها را از چریدن در آن علفزار، باز مى دارد.

گفتم : چرا آنها را باز مى دارى ؟

فرمود: من با تو وعده كردم كه با هم گوسفندان را به این علفزار بیاوریم ، از این رو روا ندانستم كه قبل از تو، گوسفندانم در این علفزار بچرند.(121)

 

118 - وفاى به عهد

رسول خدا صلى الله علیه و آله همراه مردى بود، و آن مرد خواست به جایى برود. رسول خدا صلى الله علیه و آله كنار سنگى توقف كرد و به او فرمود: من در همین جا هستم تا بیایى . آن مرد رفت و مدتى نیامد. نور خورشید بالا آمد و به طور مستقیم بر پیامبر صلى الله علیه و آله مى تابید، اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا، از اینجا به سایه بروید آن حضرت در پاسخ فرمود:

قد وعدته الى ههنا.

من با او عهد كرده ام كه به همین جا بیاید (122) (نه جاى دیگر).

 

119 - وقت نماز

در مقام بیان شدت علاقه و توجه رسول معظم اسلام به خداى متعال و جلب توجه دیگران به آن ذات اقدس ، عایشه در حدیثى اظهار مى كند:

ما با رسول اكرم صلى الله علیه و آله بودیم . و با آن حضرت گفت و شنود مى كردیم . ولى به محض اینكه وقت نماز مى رسید، چنان بود كه گویا آن حضرت ما را نمى شناسد، و ما نیز او را نمى شناسیم . (123)

 

120 - همراهى با مؤ منین

حال پیامبر چنان بود كه هر وقت با حضرتش مى نشستیم ، اگر راجع به آخرت گفتگو مى كردیم ، با ما بود. هرگاه درباره دنیا سخن مى گفتیم ، با مان سخن مى فرمود. و در صورتى كه راجع به خوردن و آشامیدن ، حرف مى زدیم ، باز هم با ما هم صدا بود.(124)

نویسنده :حمید رضا كفاش

 

موفق باشید

التماس دعا-محمد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 05:07 ب.ظ
Admiring the hard work you put into your site and in depth information you provide.
It's nice to come across a blog every once in a while that isn't the same out
of date rehashed information. Excellent read! I've bookmarked
your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی