تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - دام ها و گام های شیطان 1
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد
چهارشنبه 12 آبان 1389 :: نویسنده : محمد ط.ح.ز



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

با سلام



        دام ها و گام های شیطان 1       

                          

 

 

چکیده

 

     سپاس خداى را سزاست که اندیشه انسانى را از طریق الهام ، با علم الهى پیوند زد و غبار تفکّر بشرى را با طهور وحى ناب شستشو داد و راهى رسا و طریقى نمایان در مقابل انسان گشود .درود بى‏حد و ثناى بى‏عد بر سفراى راه حقیقت ، انبیاى عظام(علیهم‏السلام) که با ارائه طریق الهى ، ظلمت راه را ، با  ‏نور و ‏فروغ خود زدودند و صعود به قله کمال را به سهولت ، میسّر فرمودند .

 

 

برترین تحیات و خالص ترین صلوات ، به اوصیاء عظام و اولیاء کرام ، خصوصاً ولایتمداران حقیقت محمدى ‏(ص)یعنى امیرمؤمنان ، على(ع) و وارثان آن حضرت تا صاحب ولایت نهایى ، حضرت وصى‏خاتم(عج) ،که آن امامان همام ، همواره تاج امامت را با مدال شهادت قرین ساخته ، شمس وجود محمدى‏(ص) را گسترانیدند . 

 

     انسان در هر مرحله از ایمان ، یا در هر سن و سالى که باشد ، گاه گاهی احساس ‍ مى کند که نیروى توانمندى از درون ، او را به سوى گناهى فرامى ‏خواند . در چنین حالتى ، آدمى دچار وسوسه هاى شیطانى گردیده و با مختصر غفلتى ، ممکن است دچار لغزش و انحراف شود و از مسیر الهی خارج گردد . در این شرایط ، تنها راه نجات این است که انسان از ‏قدرت لایزال الهى مدد جوید و از درگاه خداوند بخواهد تا در کنف حمایت خود ، او را از شرّ شیطان و شیطان صفتان دور نگه دارد .

. در این نوشتار سعی بر آن است که قدمی هرچند کوچک در راه شناختن بهتر و شناساندن این دشمن قسم خورده آدمی برداشته و با بررسی ابعاد وجودی او ، ماهیت خطرناک این دشمن سرسخت آدمی را بر خود و دانش آموزان پاک و معصوم آشکارتر نماییم .       این مقاله که در دو فصل و یک خاتمه و یک ضمیمه تنظیم شده است ، در فصل اول به بررسی واژه های شیطان و ابلیس و معنی و تعریف آنها ‏ ، شیوه ها و ابزار تسلط شیطان بر انسان از منظر قرآن و روایات و بازشناسی و آسیب شناسی راه های نفوذ و سلطه ی شیطان و سیاست های او پرداخته ‏، و در فصل دوم ، پرسش ها و پاسخ های اجمالی به آنها تبیین گردیده است .

 

     

واژگان کلیدی :

 

شیطان ، ابلیس ، دام های شیطان ، سیاست های شیطان ، دشمن دیرینه ی انسان

مقدمه

 

     در طول زندگی دنیایی ، همواره دو نوع دعوت پیش روی تمامی انسان ها وجود دارد . از یک سو دعوت به خوبی ها و صلاح ، توسط‎ ‎پیامبران و اولیای الهی ، ‎‎کتب آسمانی ، عقل و فطرت آدمی ، و از طرف دیگر‎ ‎دعوت به شر و فساد ‏توسط شیاطین و‎ ‎نفس اماره آدمی‏‎ ‎قرار دارند ، هر دو جبهه‎ ‎انسان را به سوی خود فرا می‌خوانند و انسان چون موجودی مختار است ، با اراده و اختیار خویش، می‌تواند هر یک از این ‏راهها را برگزیند . « اِنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِراً وَ اِمّا کَفوراً . » (1)

 

    انسان موجودی است که ذاتاً طالب کمال نهایی و سعادت ابدی است و همیشه در اندیشه ی شناخت کمال ابدی و نهایی و راههای وصول به آن و ‏نیز شناخت موانع نیل به آن و کیفیت برطرف کردن آنهاست . بر اساس آیات قرآن و روایات ، شیطان ، یکی از موانع مهم در راه نیل به کمال نهایی آدمی است ، لذا آدمیان همیشه سعی دارند ، تا این موجود پلید و شوم را به خوبی شناخته و راه های مبارزه با او را نیز بشناسند . از این رو ، مسأله ی شیطان ، ‏کیفیت خلقت و فلسفه آفرینش او ، برنامه های او برای فریب و اغوای انسان ، دام های گسترده و ابزار و وسایل اغواگری اش ، و ‏کیفیت مبارزه با آن و مسائل دیگری از این قبیل مورد توجه انسان بوده وهست . 

 

    از قدیم الایام نیز ، افسانه ی شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد . مردم همواره بر این باورند که افراد منحرف را ، شیطان اغوا کرده است ، و هر کار بد فرجامى را از وسوسه هاى شیطان ‏می دانند و در هر کار بدشگونى ، دست شیطان را دخیل می دانند و معتقدند : شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند ، او با همه مردم کار دارد ، در برابر همه قد علم مى کند ، هر ‏انسانى را به بهانه اى فریب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد . حتی می گویند : بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرک شیطان اند ، شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله اى براى رام کردن و ترسانیدن آنان است . قصه نویسان ، براى سرگرمى کودکان ، از ‏شیطان ، یک موجود خیالى ساخته و از نخستین سال هاى زندگى ، یک شبح وحشتناک و ترسناک و یک قدرت اسرارآمیز در ذهنشان مى آفرینند .

 

    مى گویند : براى بزرگ سالان ، شیطان عامل فریب و گناه است ، انسان را به معصیت وا مى دارد ، تمایلات نفسانى را بیدار مى کند ، موجب ‏سقوط و لغزش انسان مى شود ، خواسته های نامشروع را پدید مى آورد ، باعث تجاوز و تعدّى مى گردد ، شهوات ویران گر را تحریک مى کند ، خشم ‏و غضب را شعله ور مى سازد ، مصیبت و رنج مى آفریند ، آدمى را به تباهى و فساد مى کشاند ، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد . و نیز ، تمامى این صفات از شیطان و کارهای اوست . وقتی کار ناصوابی انجام می دهد ، با ندامت و با فریادى بلند مى گوید : نفرین بر شیطان ، لعنت خدا و ملائکه بر او ‏باد ، این شیوه از زمان حضرت آدم (ع) معمول بوده که شیطان را مسئول هر کارى و عصیانى مى دانسته اند و اکنون نیز این دیدگاه در مردم وجود دارد . ولی با این حال ، متأسفانه دانسته یا ندانسته ، در اکثر کارها و بیشتر اوقات ، مغلوب این شیطان ملعون شده و از صراط مستقیم و عبودیت الهی ، فاصله می گیریم . لذا شناخت دام ها و سیاست های شیطان و نحوه ی اغوای انسان توسط او ، ما را در مسیر دوری از بندگی شیطان یاری می کند ، افزایش معرفت و شناخت در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود ، امید است این مجموعه در این جهت ، راهنما و راه گشای ما باشد .         

 

فصل اول

 

 شیطان  و معنی و مفهوم آن

 

     کلمه شیطان را بسیار شنیده ایم ، همو که در کمین آدمیان نشسته است ، تا آنها را از مسیر اصلی خود که همان صراط مستقیم است ، دور ‏نماید . مسیری که اگر موفق به طی آن شویم ، در جوار رحمت الهی آرام خواهیم گرفت و این خود مستلزم داشتن معرفت نسبت به خودمان و هدف ‏خلقتمان است . ولی باید توجه داشت در این مسیر شیطان و افراد شیطان نما نیز منتظر فرصت هستند . شیطان معانی مختلفی دارد که از مصداق های آن ابلیس و لشکریان او ، انسان های مفسد و منحرف کننده ، میکروب های موذی که در آیات و روایات نیز آمده است . 

 

    « شیطان » از ماده ( شطن ) و (شاطن ) گرفته شده و هر دو به معنى پلید ، خبیث ، پست و موجودى سرکش ، متمرّد و ‏نافرمان به کار برده مى شود . (2) هم چنین به معنى منحرف و منحرف کننده ، ‏یاغى و طاغى ، شریر و شرارت کننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، ‏بدجنس و بد ذات و ناپاک ، هلاک شده و هلاک شونده آمده است . همه ی این معانى و صفات خواه در انسان باشد و یا غیر انسان (جن ، چهار پایان ، وحوش ، ‏خزندگان و غیره ....... ) ، از معانى و مصادیق شیطان است .

 

      وقتى کلمه شیطان گفته مى شود ، ذهن مردم متوجه ‏آن ملعونى مى شود که رو در روى خدا ایستاد و نافرمانى کرد و در برابر آدم سجده نکرد . و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است که در میان مردم معروف و مشهور است . همان کسى که باعث بدبختى خود و آدم (ع) شد و باعث بیرون شدن خود و آدم (ع) از بهشت شد .   

 

       شیطان ، قدرتى است نابکار و بسیار بدکردار ، نیرو و روحى است پلید و سرکش و طغیان گر . حقیقت مطلب این است که ‏شیطان ، اسم خاص نیست تا بر موجودى معین و مشخص دلالت کند و وجود مستقلى ندارد ، اسمى است بى نشان ، مانند سیمرغ که وجود خارجى ‏ندارد و هیچ نام و نشانى براى او نیست ، اغلب جاها که نام شیطان برده مى شود ، مراد همان ابلیس است که از دستورهاى خداوند سرپیچى و تکبّر ‏کرد .

 

     شیطان ، موجود کوچکى نیست ، کسى است که شش هزار سال خدا را عبادت کرد و به فرموده امیرالمؤمنین (ع) : « لا یدری ام من سنى الدنیا ام من سنى الاخرة‏ ؛ روشن نیست که این شش هزار سال ، از سال‏هاى دنیاست ، یا از سال‏هاى آخرت است که هر روزش ، پنجاه هزار سال دنیاست ! » (3) البته براى مردم عادى این مسئله روشن نیست ، ولى براى خود آن حضرت  دنیایى یا آخرتى بودن سال‏هاى عبادت شیطان معلوم بود . پس ابلیس ، داراى سابقه طولانى عبادت است . چنین موجود مقاومى ، وقتى تکبّر و لجاجت ورزید ، نخست تمام زحمات چند هزار ساله ی خود را به آتش کشید و سپس ، « عَدُوٌّ مُبینٌ‏» (4) انسان شد . موجودى که توانست چند هزار سال در میان فرشتگان به عنوان عابد ظهور کند و سپس همه ی آن زحمات را یکجا خاکستر کند . چنین دشمنى در مصاف با انسان ، « لا تُبقِى وَلاتَذَرُ ؛ نابودکننده است و هرگز به انسان رحم نمى‏کند . » (5)

 

    او نخست وجود خود را برده ی تکبّر و لجبازى خود نمود و سپس ‏به برده‏گیرى از انسان‏ها دست زده است و اگر بر انسانى چیره شود ، آن انسان نیز ‏حقیقت وجودی ‏خود را به بردگى هوسش مى‏فروشد و سپس به دیگران رحم نمى‏کند و براى ارضاى شهوت و غضب سیرى‏ ناپذیرش ، تا آنجا که بتواند ، انسان‏هاى دیگر را به بردگى خود درمى‏آورد .

 

     شیطان ، نخست ، مأموریت دارد ، در حد وسوسه عده‏اى را به گناه دعوت کند ، اما اگر انسان دعوت او را پذیرفت و به گناه آلوده شد ، به تدریج مسموم مى‏شود و تحت ولایت او قرار مى‏گیرد و شیطان در جهاد اکبر بر او پیروز مى‏شود و در نتیجه

 

او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مى‏دهد ، چنانکه در قرآن آمده است : « وَ اَجلِب عَلَیهِم بِخَیلِکَ وَ رَجلِکَ‏ » (6) 

 

 شیطان در نگاه قرآن  

 

     قرآن کریم به شناساندن شیطان و ارائه راهکارهایی برای‎ ‎مبارزه با او ، اهتمام و توجه بسیاری مبذول داشته است . چنانکه واژه ی « شیطان » بصورت‎ ‎مفرد هفتاد بار و به صورت ‏جمع هیجده بار و در کل 88 بار و واژه ی « ابلیس » یازده بار در‏‎ ‎قرآن کریم بکار رفته است ، در نهج البلاغه نیز یازده مرتبه این کلمه آمده است . در جای جای قرآن از دشمنی شیطان سخن به میان آمده است و به آدمیان توصیه شده که از شرّ او به خدا پناه ببرند و او را بندگی نکنند . « اَلَم اَعْهَدِ اِلَیْکُم یا بنیءادَمَ اَنْ لا تَعبدُوا الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ وَ اَنِ اعْبـُدونی هذا صِراطٌ مُستَقیمٌ ؛ ای فرزندان آدم ! مگر با شما عهد نبسته بودم که شیطان را بندگی نکنید ، او دشمن آشکار شماست و مرا بندگی کنید ، این را استوار است . » (7) 

 

     از موارد استعمال کلمه شیطان در قرآن برمی آید که شیطان به هر چیز مرموز ، مضرّ ، موذى و آزار دهنده گفته مى شود . موجودی که از راه راست برکنار بوده و درصدد آزار دیگران است ، موجودی که سعی می ‏کند ، ایجاد دو دستگی نماید و اختلاف و فساد به راه اندازد ، و این اراده ی همیشگی شیطان است . چنانکه در آیه ای می خوانیم : « اِنَّما یُریدُ الشَّیطان اَن یُوقَعَ بَینَکُمُ العَداوَهَ وَ ‏البَغضاءُ ...... ؛ شیطان می خواهد بین شما ، دشمنی و بغض و کینه ایجاد کند .... » (8)

 

    در قرآن شیطان به موجود خاصی اطلاق نشده است ، بلکه حتی به انسان های شرور و مفسد نیز اطلاق شده است . « و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس والجنّ ؛ بدینگونه ما برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انسی (شبیه انسان ولی انسان نیستند) و یا جن قرار دادیم . » (9)         

 

   یکی از معانی شیطان ، میکروب های زیانبخش و مضرّ است . سفارشات اسلام در باره بهداشت نشان می دهد که شیطان به معنی ‏موجود مضرّ که باعث بیماری می شود ، استعمال شده است .  « از ظرف شکسته و طرف دستگیره ظرف ، آب نخورید ، زیرا شیطان بر روی قسمت شکسته و طرف دستگیره ظرف

می نشیند . » (10) 

 

   و اینکه شیطان در اصطلاح قرآنی ، مراد همان ابلیس است ، به خاطر شرارت و فسادی که در او وجود دارد ، که قرآن آن را از نوع (اجنه) دانسته ‏است ، که هدفش گمراه نمودن انسان از راه راست است . باید گفت که « شیطان » ‏اسم عام (اسم جنس) است ، در حالی که « ابلیس» اسم خاص (علم) می باشد . ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم بود و خدای ‏تعالی در قرآن گاهی با عنوان « ابلیس» و گاهی با عنوان « شیطان » از او تعبیر می کند . و به عبارت دیگر « شیطان » ، به هر موجود موذی و منحرف کننده و ‏طاغی وسرکش ، خواه انسانی و غیر انسانی می گویند و ابلیس نام آن شیطانی است که آدم را فریب داد و اکنون هم با لشکر و جنود خود در کمین ‏آدمیان است . 

 

   ابلیس به معنی ناامیدی ، سرگردانی و حزن آمده است . به این دلیل که خداوند او را از هر خیری ناامید کرد و شیطانی رجیم ساخت . در آیه ی شریفه آمده است : « وَ یَومَ تَقُومُ السّاعَهَ یُبلِسُ المُجرمون ؛ روزی که قیامت برپا شود ، گنهکاران محزون و اندوهگین می شوند . »  (11) 

 

   خداوند متعال تأکید شدیدى در باره مخالفت با شیطان فرموده و با صراحت کامل از فریب‏کارى شیطان که دائماً می خواهد صلح و صفا و سلم را از میان مردم بردارد و آنان را به بیمارى بغض و عداوت مبتلا کند ، بر حذر می دارد . از آن جمله آیاتى است که دستور مزبور را صادر میکند : « یاأَیّهَا الَّذینَ آمَنُواادْخُلُوا فِى السِّلْمِ کافَّةً وَ لا تَتَّبعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ ؛ اى كسانی  که ایمان آورده‏اید ، همگى در  صلح و صفا و سلم داخل شوید و از گـــام‏هاى شیطان تبعیّت مکنید ، زیرا شیطان براى شما دشمن آشکارى است . (12)

 

این آیه شریفه بیان می کند که زندگى در صلح و صفا دستور و خواسته خداوندى است و زندگى در ضدّ صلح و صفا خواسته شیطان است . اگر اولاد آدم دخالت ناملموس شیطان را در ایجاد عداوتها و یا تشدید خصومت‏ها مورد اهمّیّت قرار می دادند ، قطعاً این همه حقّ‏کشى‏ها و خونریزى‏ها سرتاسر تاریخ بشریّت را فرا نمی گرفت . متأسّفانه اکثر مردم از شیطان اسمى شنیده‏اند و گاهى هم در مورد مناسب یا نامناسب به او لعنت می فرستند . گاهگاهى خود انسان شیطان را بر خود مسلّط می کند و یا اینکه پلیدى خود را بگردن شیطان مى‏اندازد .

         

 

     درست است که کار شیطان اغوا و فریب دادن اولاد آدم است ، ولى فعالیت او از آراستن  خطاها و گناهان(ووسوسه وهمراهی با نفس)     تجاوز نمى‏کند . این موجود پلید هرگز مانند یک عامل جبرى مردم را به بدبختى و سقوط نمى‏کشاند .(بلكه   بدلیل عدم آگاهی انسان  و غفلت از ماهیت  حیله ها و مكر او و همچنین به كمك   تمایلات  نفسانی  باعث بوجود آمدن كشش عجیبی در انجام و كشاندن آدمی به  گناه   دارد)و چنانکه در قرآن مجید آمده است ، کار او وعده‏هاى دروغین و آرایشهاى بى‏اساس مى‏باشد .خداوند رحمان انسان‏ها را بوسیله عقول و وجدان‏ها و پیامبران از اغواها و فریبکارى‏هاى شیطان بر حذر داشته است . سه وسیله مزبور قدرتى بیش از تحریکات شیطان دارا مى‏باشند . که بخوبى مى‏توانند دغل کارى‏هاى شیطان را خنثى نمایند . بنابر این ، این شیطان نیست که دست آدمى را گرفته با اجبار او را برده خود می سازد ، بلکه این خود انسان است که نخست همه وسایل سه گانه را از کار مى‏اندازد و تحریکات آنها را در درون خود خنثى مى‏نماید و دست بردگى به سوى شیطان دراز مى‏کند و سپس آن موجود پلید شریک زندگى او مى‏گردد . این مطلب در مواردى از قرآن مجید چنین مطرح شده است : وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِىَ الْاَمْرُ اِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَاخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لى‏ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ اِلاَّ اَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى‏ فَلا تَلُومُونى‏ وَ لُومُوا اَنْفُسَکُمْ ما اَنَا بِمُصْرِخُکُمْ وَ ما اَنْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ اِنّى‏ کَفَرْتُ بِما اَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ اِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ ؛ هنگامى که امر الهى ( در روز قیامت درباره گمراهان و رستگاران ) محقق شد ، شیطان به اولاد آدم مى‏گوید : « خداوند به شما وعده حق داده بود و من به شما وعده دادم و تخلف کردم و من سلطه ای بر شما نداشتم ، جز اینکه شما را خواندم ، دعوت مرا پذیرفتید ، مرا ملامت نکنید ، خودتان را ملامت نمایید ، امروز ، نه من مى‏توانم به شما پناه بدهم ، نه شما مى‏توانید پناهگاه من باشید . من به آنچه که شما پیش از این (در دنیا ) مرا در آن ( اطاعت خدا ) شریک قرار دادید ، کفر ورزیده‏ام ، براى ستمگاران عذاب دردناکى وجود دارد . » (13)

 

      ملاحظه مى‏شود که شیطان بعنوان یک عامل جبرى فرزندان آدم را به تباهى نمى‏کشد ، بلکه وعده‏هاى دروغین مى‏دهد و خطاکارى‏ها را مى‏آراید و بس . بنابر این ملامت کردن شیطان بى مورد خواهد بود . همین مسئله در باره نفس آدمى نیز وجود دارد ، به این معنا که آدمى در روز قیامت نمى‏تواند گناهان و انحرافات خود را به گردن نفس بیاندازد و بگوید : چون خدا به من نفس داده بود ، لذا مرتکب گناه شدم ، زیرا تحریکات و فعالیت هاى غرایز حیوانى به مدیریت نفس ، در برابر نیروهاى عقل و وجدان و فریاد پیامبران عظام قابل توجیه و مهار کردن بوده ، هرگز به درجه عامل جبرى نمی رسند . « وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ اجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رِجْلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِى الْاَمْوالِ وَ الْاَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ اِلاَّ غُرُوراً . اِنَّ عِبادى‏ لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ وَ کَفى‏ بِرَبِّکَ وَکیلاً ؛ اى شیطان ! ، از اولاد آدم هر چه بتوانى با صداى خود دعوت و تحریک کن ، عمال سواره و پیاده خود را بسوى آنان بسیج نما و در اموال و فرزندانشان مشترک باش و بآنان وعده بده و شیطان به فرزندان آدم وعده‏اى جز فریبندگى نمیدهد . قطعى است که تو اى شیطان ، سلطه‏اى بر بندگان من ندارى و پشتیبانى پروردگار تو کافى است . » (14)

 

. سهم آدمى در این شرکت گاهى بقدرى تقلیل پیدا مى‏کند که شئون زندگى آدمى تا حدّ مالکیت انحصارى شیطان و هوى و هوس در مى‏آید .


 

    آن سینه آدمى که جایگاه دل است و دل آدمى که جایگاه تجلى انوار الهى است و انوار الهى که از خورشید عظمت خداوندى تشعشع مى‏کند ، با پیروى از شیطان مبدل به قفسه و آشیانه دائمى شیطان مى‏گردد . معناى قفسه شیطان بودن آن نیست که واقعاً یک موجود فیزیکى در سینه آدمى داخل شده ، در گوشه‏اى مى‏نشیند و شروع به امر و نهى مى‏کند . بلکه این موجود پلید که  به ظاهر افراد نمود فیزیکى ندارد (در حالی كه در اطراف ما بسیاری كه فكر میكنیم انسان هستند  شیطان و جن و انس هستند دوستان ناباب از این قبیلند ) ، همه سطوح روانى را اشغال نموده ، خیالات و توهمات و وسوسه‏ها و شک و تردیدها را در آن سطوح تولید مى‏کند و مالک مطلق آن سطوح مى‏گردد . این تسلّط بتدریج انجام مى‏گیرد و چنان نیست که وجدان و عقل و فطرت پاک آدمى ، ناگهان از درون وى محو شوند و شیطان فوراً جاى آنها را بگیرد . 

     


ادامه دارد

موفق باشید

التماس دعا-محمد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 05:10 ق.ظ
Hi! This is my first visit to your blog! We are
a group of volunteers and starting a new initiative in a community in the same niche.
Your blog provided us useful information to
work on. You have done a extraordinary job!
یکشنبه 16 فروردین 1394 08:30 ب.ظ
سلام.اگرمنابعی درموردتسط شیطان برانسان وراههای مقابله با آن راداریدلطف کنید بفرستید.تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی