تبلیغات
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی - داستان آموزنده “تاثیر دعا”
افشای اسرار شیاطین بصورت واقعی
أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آگاه باش كه با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد (28) الرعد
یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : محمد ط.ح.ز

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

باسلام

 

داستان آموزنده “تاثیر دعا”

 

یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته

رزی ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از  کلیسا برمیگشت …

در همین حال نوه  اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :

مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ،  پدر روحانی براتون چی موعظه  کرد ؟!

خانم پیر مدتی  فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت :

عزیزم ، اصلا یک کلمه اش رو هم  نمیتونم به یاد بیارم  !!!

نوه پوزخند ی زد و بهش گفت :

تو که چیزی یادت نمیاد ، واسه چی هر هفته همش میری کلیسا ؟!!

مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست .

خم شد سبد نخ و کامواش رو خالی کرد و داد دست نوه و گفت :

عزیزم  ممکنه  بری اینو از حوض پر آب کنی و برام بیاری ؟!

نوه با تعجب پرسید :  تو این سبد ؟ غیر ممکنه

با این همه شکاف و درز داخل سبد  آبی توش بمونه !!!

رزی در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد  : لطفا این کار رو انجام بده عزیزم

دخترک غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش رو تمسخر میکرد

سبد رو برداشت  و رفت ، اما چند لحظه بعد ، برگشت  و با لحن پیروزمندانه ای گفت :

من میدونستم که امکان پذیر نیست ، ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده !

مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت :

آره ، راست میگی اصلا آبی توش نیست

اما بنظر میرسه سبده تمیزتر شده ، یه نیگاه بنداز …!

 

موفق باشید

التماس دعا-محمد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 شهریور 1396 10:25 ب.ظ
Hi, i believe that i noticed you visited my web site so i came to return the choose?.I am trying to find things to improve my website!I assume its ok
to make use of some of your ideas!!
جمعه 10 شهریور 1396 11:44 ق.ظ
First of all I would like to say fantastic blog! I had a quick question that I'd like to ask if you don't
mind. I was curious to find out how you center yourself and clear your thoughts before writing.
I have had a difficult time clearing my thoughts in getting
my ideas out there. I do take pleasure in writing however it
just seems like the first 10 to 15 minutes are lost just trying to figure out how to begin. Any recommendations or
hints? Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمد ط.ح.ز
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی